یک دانا

خوب، بد، زشت | نقد و بررسی بازی Earthfall

خوب، بد، زشت | نقد و بررسی بازی Earthfall

۷ مرداد ۱۳۹۷

با یک دانا همراه باشید

خوب، بد، زشت | نقد و بررسی بازی Earthfall

خوب بچه ها ایده جدید! زامبی ها را از بازی حذف کنیم و به جایش فضایی ها را وارد کنیم. همین نیم خط کل فلسفه ساخت Earthfall بود که در واقع یک کلون دیگر از عنوان معروف و محبوب دیگر در سبک همکاری چند نفره به نام Left 4 Dead است که به طور قطع هم تا حد ممکنه سعی کرده است که از این ابر عنوان دوست داشتنی نیز کپی برداری کند. بازی دقیقا همان ساختار و طرا-حی را دارد که جلوتر هم به ان اشاره می کنیم و همان ترکیب و ساختار پیشروی نیز در بازی حفظ شده است. البته در دنیایی که پر شده است از عناوین مشابهی که همه هم به یک شکل یک کار را انجام می دهند بازی باید تفاوتی داشته باشد که دیگران را برای خرید خودش مجاب کند و در این جا هم باز سازنده سعی کرده است که به سبک هر عنوان دیگری، هم به ریشه ها پایبند باشد و هم این که با ویژگی های جدیدش سرگرم کننده باشد که هدف امروز ما نیز آن است که ببینیم این تعادل در این عنوان تکراری، ولی تازه و محبوب چگونه به نظر می رسد.

مبارزات نزدیک در بازی به فراوانی دیده می شوند ولی فقط این که این موجودات روی شما بپرند اندکی جذاب است و گرنه ضربه زدن به دشمنان در ترکیب با فیزیک بازی اصلا هم جذاب نیست!

بازی خود ترکیبی است از چندین عنوان دیگر. از بازی های مرتبط با این سبک و عناوین دیگری هم که هیچ ارتباطی با آن ها هم شاید نداشته باشد، هستند. برای مثال اجازه دهید یکی از مود های بازی را بررسی کنیم. در یکی از نقشه های بازی شما به عنوان یک عضواز تیمی که بنا به هر بازی هم سبک دیگری، ۴ نفره هستند، وظیفه های زیادی دارید که یکی از آن ها زنده ماندن در میان این همه فضایی است. شما با ورود به منطقه بازی به سرعت متوجه می شوید که باقی ماندن در آن جا چندان کارساز نیست و بهترین راه فرار است و در این راه بهترین حرکت ممکنه پیدا کردن یک خودرو سواری برای فرار از این جهنم فضایی طور است. برای شروع باید به دنبال خودرو های سالم در جلوی محل ایمن خودتان باشید. در ابتدا یکی یکی به خودرو ها سرک بکشید و پس از یکی دو باری سعی و خطا بالاخره یک خودرو سالم و یا در حقیقت قابل استفاده پیدا خواهید کرد و حالا چندان هم طول نمی کشد تا متوجه شوید که این تازه اول کار است. به سرعت بعد از اولین این مرحله باید به سبک عناوینی که اصلا هیچ ارتباطی به این بازی ندارند مانند Team Fortress و یا سایر عناوین مشابه ماشین خود را تا گاراژ هل دهید که این هم البته کار کار آسانی است چون نیاز به کار فیزیکی نیست و طرف نزدیک بودن شما به خودرو کفایت می کند و حتی نفرات تیم همه هم نباید به خودرو نزدیک باشند و می توانند از دور شما را پشتیبانی کنند. با رساندن خودرو به گاراژ حالا  باید به دنبال دیگر منابع مورد نیاز برای به راه این خودرم باشد  که یکی از آن ها باطری و دیگر بنزین است که باید با جستجو در میان خرابه های این شهر به آن ها نیز دسترسی پیدا کنید.

البته نکته ای که در میان وجود دارد آن است که پیش از انجام هر حرکتی باید وسیله نقلیه خود را اسکن کنید تا ذره به ذره به عیب و ایراد های آن پی ببرید و این گونه نیست که بازی از همان ابتدا به شما تمام نقایص را نشان دهد تا شما هم به سرعت همه چیز را فراهم کنید. البته در این میان به طور قطع همه چیز به این راحتی ها هم نخواهد بود و دشمنان ریز و درشت بازی سرتاسر در فکر ایجاد مزاحمت برای شما هستند. البته تفاوتی که با دیگر عنوان این سبک یعنی L4D وجود دارد عدم حساس بودن این فضایی ها به برخی المان ها است که در نتیجه فقط فعال شدن برخی آیتم ها مانند پیشروی در طول بازی و پیدا کردن یک قطعه مهم سبب می شد که آن ها از سر و کول شما بالا بروند و مثلا تیر اندازی های مداوم آن طور که باید این موجدات را به خود جذب نمی کند. دشمنان ریز و کوچک بازی چندان چالش خاصی برای کشتنشان وجود نخواهند آورد ولی با جلو تر رفتن نزدیک شدن به پایان مرحله دشمنان شما سرخت تر، متعدد تر و در نهایت بزرگ تر خواهند شد و کار شما را سخت تر می کند. دشمنان نهایی با تمام سختی هایی که شاید در کشتن آن ها با سلاح های معمول داشته باشید باز هم چندان سخت نخواهند بود و هم در بحث تنوع و سختی و هم طراحی عنوان فقید L4D هنوز هم یکی دو سر و گردنی بالا تر است و هنوز هم تصور آخرین لحظات از هر کدام از مراحل آن بازی و صد ها عدد زامبی که از هر گوشه ای بر سر شما خراب می شدند، چیزی است که به سختی می توان فراموش کرد.

خارج ار انصاف است اگر بگوییم بازی حداقل در بحث گان پلی نا موفق بوده است

همچنین دیگر تفاوت اصلی این بازی و سایر بازی های مشابه در ابعاد نقشه های بازی است که با وجود محدودیت های زیادی که در آن وجود دارد لذت کمتری هم انتظار شما را خواهد کشید. ساختار بازی و طراحی محیط ها نیز از سمت دیگر سبب شده است محل های کمتری برای مخفی شدن و یا سنگر گیری وجود داشته باشد و در نتیجه به تحرک بالا و یا وسایل قابل چینش در دنیای بازی محدود خواهید شد. البته اسلحه های بازی یکی از نقاط شاید قوت بازی محسوب شود که راحتی خرید آن ها و یا بدست آوردن مهمات برای آن ها که با پیشروی در بازی هم به دست خواهد آمد سبب شده است که از سویی تکه پاره کردن فضایی ها آسان باشد و از سمتی این خودش باعث خسته کننده شدن بازی نیز شاید می شود. سلاح ها در همان دسته بندی های معمول مسلسل های دستی و یا سلاح های تهاجمی قرار می گیرند که باز هم به سبک L4D شما به یک سلاح کمری با مهمات بی نهایت هم دسترسی دارید که البته بسیار هم کاربردی و قدرت مند نیز می باشد. شات گان ها نیز در بازی حظور دارند که خودتان هم آشنایی دارید که فقط برای فواصل نزدیک کاربردی هستند. اسلحه های بازی به طرز عجیبی اولا دقیق هستند و در ثانی لگد بسیار کم و محدودی نیز دارند که باعث راحتی بیشتر در امر نشانه گیری و تیر اندازی می شود که با وجود تعداد زیاد گلوله هم باز چندان مهارتی در استفاده بهینه از آن ها نیز نیاز نیست. البته در جای جای بازی می توان به وسایل جانبی و سلاح های ویژه هم دسترسی پیدا کرد که نمونه آن ها نارنجک ها مختلف و یا تله ها و گاتلینگ های ثابت است و یا می توانید با اندکی گشت و گذار همین گاتلینگ ها را در نسخه دستی نیز پیدا کنید.

در سمت دیگر به سبک عنوان پدر، در این جا نوار سلامتی شما محدودیت دارد و با هر ضربه ای بخشی از آن کم می شود و در نتیجه با پنج یا شش ضربه درست و حسابی گشته خواهید شد ولی باز هم از آنجایی که فرصت کافی برای فرار نیز خواهید داشت و ادوات لازمه برای درمان نیز به فراوانی یافت می شود باز هم مشکل و سختی خاصی نیز در انتظار شما نخواهد بود. همچنین اگر شما بر روی زمین بیافتید نیز باز هم شانس برای زنده ماندن دارید و می توانید به راحتی و با کمک سایر هم تیمی ها از زمین بلند شده و شانس دیگری برای نبرد داشته باشید ولی با توجه به زمان گیر بودن این پروسه و آزار و اذیت های گاه و بی گاه دشمنان باز هم کار راحتی پیش رو نخواهید داشت.

بای از منظر گرافیکی در طول روز زیبا و در شب ها به شدت خسته کننده است

یکی از مباحث اساسی بازی در مقایسه با سایر عناوین هم رده، در واقع بحث نمایش زیبایی های بصری بازی است که این روز ها از سوی سازندگان مستقل هم بسیار مورد توجه قرار گرفته است. اما خبر بد آن است که سازندگان Earthfall هیچ اهمیتی به این موضوع نداده اند و یا حداقل برای آن ها آخرین اولیت را داشته است. در نتیجه این که بازی شاید از نظر ظاهری خوب و قابل قبول به نظر برسد ولی باز هم در برابر بسیاری از عناوین دیگر حرف آنچنانی برای گفتن نخواهد داشت. جدای از بافت های بی کیفیت و کم رزولوشن که این روز ها به طرز عجیبی هم عادی شده است، جزییات محیط ها هم در سطح پایینی قرار دارد. در و دیوار های شهر های زامبی، ببخشید فضایی زده بازی به شدت خسته کننده خواهد شد. البته باز هم روی مثبت ماجرا آن است که در نتیجه سیستم شما نیاز کمتری به سخت افزار های قدرتمند برای اجرای Earthfall خواهد داشت. از سوی دیگر هم حالا  نمایش بازی بر روی کنسول ها و رایانه های شخصی هم باز شکل مشابهی دارند و در نتیجه چندان حرصی هم نباید از بابت تجربه بازی بر روی پلتفرم بهتر هم خورد.

در سمت دیگر طراحی محیطی بازی قرار دارد که از یک سو بسیار جالب است و ایده طراحی های زیبای محیط های رها شده در کنار نور پردازی خوب (فقط در طول روز) ولی محیط های بسیار محدود و تکراری بازی ترکیب عجیبی است که نه اجازه می دهد بتوان به راحتی بازی را به وسیله آن کوبید و نه بتوان به طور کامل از آن لذت برد. در هر صورت ترکیب گرافیک فنی هنری بازی می تواند شما را حداقل تا مدت یکی دو ماهی راضی نگه دارد ولی باز هم بعد از مدتی به طور قطع از بازی زده خواهید شد.

یکی از دیگر نقاط ضعف بازی هم صدا گذاری است که متاسفانه بسیاری از بازیسازان نسبت به آن بی توجه هستند. از صدای گاه و بی گاه صحبت کردن کاراکتر ها با هم دیگر و یا اصوات محیطی گرفته تا صدای فضایی ها و تسلیحات بازی همه و همه بی نهایت تصنعی و ساختگی و به شدت بی روح هستند و شاید فقط صحبت کردن کاراکتر ها اندکی قابل قبول تر باشد. در ثانی باز هم با توجه به قیاس این بازی با L4D به نظر هم نمی رسد که سازندگان قصد وارد کردن اصوات وحشتناک و دلهره آوری مانند آن بلایی که ویچ ها بر سرمان می آوردند را نیز داشته باشند و هنوز هم باید به کابوس های Left 4 Dead قناعت کنیم!

بازی واقعا پتانسیل های بیشتری داشت ولی از بدبیاری فقط به همین سبک همکاری چند نفره قناعت کرد

در نهایت باید گفت که بر خلاف تمام بازی های که می گفتیم “این بازی ایده خوبی بود ولی درست ساخته نشد” باید صادقانه بگویم که دیگر این دست عناوین، هم خسته کننده شده اند و هم پر تعداد و از سویی واقعا هیچ چیز جدیدی نیز برای عرضه ندارند و حتی خود L4D نیز به دلیل ساختار خطی اش بعد از مدتی خسته کننده می شد. در واقع به دلیل فقط دارا بودن چندین مود و نقشه محدود و عدم وجود بسیاری از مود های دیگر این بازی هم همین سرنوشت را دارد و چیزی جز آن هم انتظار نمی رفت. ولی باز هم باید گفت که گیم پلی با وجود یک سری مشکلات منطقی و طراحی و حتی اصل داستان بازی که ساختار و ایده اش نیز مشکل دارد، باز هم می تواند لذت بخش باشد خصوصا آن که حداقل چندین رفیق دیگر پایه برای تجربه این بازی داشته باشید و گرنه کمک گرفتن از هوش مصنوعی و یا تجربه بازی با افراد نا آشنا و رندوم چیزی است که سبب می شود بیشتر از بازی دور شوید. در هر صورت حتی اگر قیمت ها در همان سطح قدیم هم بود باز هم توصیه به تجربه و خرید این بازی چیزی نیست که بتوان به راحتی انجام داد.


منابع:gamefa

برچسب ها : , , , , , , ,

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.


برچسب ها