یک دانا

ندایی که کمتر به گوش می رسد!!! | بررسی علل افت سری call of duty در چند سال اخیر

ندایی که کمتر به گوش می رسد!!! | بررسی علل افت سری call of duty در چند سال اخیر

۶ شهریور ۱۳۹۷

با یک دانا همراه باشید

ندایی که کمتر به گوش می رسد!!! | بررسی علل افت سری call of duty در چند سال اخیر

بیایید صادقانه حرف بزنیم. چه جزء طرفداران دوآتشه و متعصب سری ندای وظیفه باشید یا نه، حداقل یک نسخه از این سری را تجربه کرده اید. مجموعه ای که اغازگر اتفاقات بزرگی در صنعت بازی های ویدئویی بود. از بیش از یک دهه ی پیش هر سال یک نسخه(صرف نظر از عناوینی که برای کنسول های دستی گاه و بیگاه منتشر شده است)از این سری به بازار عرضه شده اند. کم کم این به بازی به چنان محبوبیت و شهرتی دست یافت که به عنوان نماد(اصطلاحا ایکون) بازی های ویدیویی شناخته میشد. هر گاه در فیلم و سریال های تلویزیونی فردی مشغول بازی بود،آن بازی ندای وظیفه بود، هر گاه در مقاله ای مربوط به بازیهای ویدئویی قرار بود از عکس هایی از این صنعت استفاده  شود، همواره عکس ها و اطلاعات سری ندای وظیفه نقش  پررنگی را ایفا میکردند. و در آن دوران در کنار فرانچایز gta از شناخته شده ترین عناوین  صنعت بازی های ویدئویی(حتی برای کسانی که اصطلاحا گیمر نبودند) به شمار میرفت. درست است که حتی در آن دوران طلایی عناوین سری ندای وظیفه هیچکدام به عنوان بهترین بازی سال انتخاب نشده اند و فقط به کسب عناوینی همچون بهترین بخش چند نفره و بهترین شوتر بسنده میکردند(که البته با وجود عناوینی چون halo،گاهی اوقات دست ندای وظیفه از این جوایز نیز کوتاه می ماند)  اما کیفیت بالای عناوین منتشر شده و انسجام انها از لحاظ داستانی به قدری بود که راه خود را به سبد خرید اکثر گیمر ها چه مبتدی و چه حرفه ای باز می کرد و اگر پرفروش ترین بازی سال لقب نمیگرفت، بلاشک جزء سه بازی اول قرار داشت. از بهترین عناوین این سری در ان دوران طلایی میتوان به  عنوان انقلابی،پرطرفدار و به شدت پرفروش  مدرن وارفار ۲ با  متای ۹۴ اشاره کرد…این بخش بیشتر به عنوان مقدمه و آشنایی بر این سری بود و در ادامه علل افت این سری اشاره خواهیم کرد.

عمر گران میگذرد،خواهی نخواهی…

“”این چیز هایی که میگویم صرفا جهت اطلاع است،تاریخ را فاتحان مینویسند. تاریخ پر است از دروغگویان. اگر او(شپرد)زنده بماند و ما بمیریم، دروغ او در تاریخ نوشته و جاودان خواهد شد و حقیقت ما فراموش میشود و نام شپرد به عنوان یک قهرمان تا ابد خواهد ماند. چون تمام چیزی که شما برای تغییر دنیا نیاز دارید،یک دروغ خوب و رودی از خون است. شپرد در شرف انجام دادن بزرگترین ترفندی است که یک درغگو در تاریخ اجرا کرده است. از سخنان او به عنوان حقیقت یاد خواهد شد، اما تنها در صورتی که ما بمیریم و او زنده بماند””

جان پرایس

۱- افت شدید داستان،شخصیت پردازی و روایت اتفاقات عناوین عرضه شده از سری پس از اخرین نسخه MODERN WARFARE

ممکن است اولین چیزی به ذهنتان خطور کند این باشد که “”چطور همچین حرفی میزنی؟؟پس داستان بلک اپس ۲ چی؟؟شخصیت دوست داشتنی مندز چی؟؟””

در جواب آن دسته از عزیزانی که در حال خواندن این مقاله می باشند باید عرض کنم، بررسی این موضوع با توجه به چندین نسخه از بازی است، نه فقط یک نسخه خاص. ممکن است مثلا در عنوان بلک اپس ۲ داستان و شخصیت پردازی در سطح بالایی کار شده باشد. اما اگر دیگر عناوین این سری را هم کنار بلک اپس  قرار دهیم, افت کلی بخش داستان و شخصیت پردازی به خوبی قابل درک است. پس از پایان سری مدرن وارفار(که البته شایعاتی به گوش می رسد که نسخه ۲۰۱۹ سری ندای وظیفه که توسط اینفینیتی وارد که خالق سری مدرن وارفار است در حال ساخت است، مدرن وارفار ۴ خواهد بود) و بسته شدن پرونده حداقل موقتی این عنوان،سیاست activision در انتشار عناوین سالیانه تغییر کرد.به جای اینکه یک سال درمیان شاهد روایتی منسجم،پیوسته و مرتبط عناوین(مانند انچه در سری مدرن وارفار شاهدش بودیم)باشیم، activision تصمیم به ساخت عناوین به قولی یک سال مصرف گرفت.هر عنوان یکتا،غیر مرتبط با نسخه قبل یا بعد و در برهه زمانی کاملا متفاوت نسبت به دیگر بازیها ساخته می شد.این تصمیم در جهت ایجاد تنوع و جلوگیری از یکنواختی که ناشی از عرضه ی سالیانه بازی بود گرفته شد. اما این کار نه تنها کمکی در متنوع شدن بازیها نکرد،بلکه ضربه ای مهلک بر پیکره ی ندای وظیفه زد. ضربه ای که ترمیم ان به سختی امکان پذیر است. ممکن است بگویید این مسأله چه ارتباطی با افت بخش داستانی دارد؟ باید بگویم همین عرضه عناوین جداگانه و غیر مرتبط باعث شد نویسندگان شخصیت هایی پوشالی،سطحی و کلیشه ای خلق کنند. این تنها دلیل افت بخش داستانی عناوین ندای وظیفه در سالهای اخیر نبوده است،  شخصیت های پردازی نه تنها سطحی و غیرقابل باور بودند بلکه برخلاف عناوین گذشته این سری از تداوم حضور نیز برخوردار نبودند…شاید به همین دلیل که نویسندگان و سازندگان می دانستند شخصیت نوشته و پرداخته شده این نسخه در نسخه های بعد حضور نخواهد داشت تلاشی جهت عمق دادن و شاخ و برگ دادن به شخصیت ها نکردند.

و نتیجه این سیاست خلق شخصیت هایی سطحی با عمق کم بود. در کنار عدم حضور در نسخه های بعدی شخصیت های هر بازی در همان بازی هم وقت برای نشان دادن خود و جا افتادن در مسیر داستانی نداشتند. بخش کمپین(تک نفره) چند بازی اخیر این سری به زحمت به هفت ساعت میرسد و طبیعی است شخصیت اصلی هم در این زمان بسیار کم( که تازه بخش قابل توجهی از این بخش کم هم به گیم پلی و کات سین های متفرقه اختصاص داده شده است)نتواند جا بیفتد و به شخصیتی پخته تبدیل شود…هر چند استثناهایی همچون مندز( که وبسیایت ign از او به عنوان یکی از صد شخصیت ماندگار تاریخ بازی های ویدئویی یاد میکند)وجود دارد که شخصیت پردازی بسیار خوب داشتند و در طول بازی به خوبی به بلوغ رسیدند.پس از مدرن وارفار ۳،عنوان بلک اپس دو عرضه شد.که هر چند در زمینه گیم پلی و طراحی مراحل هرگز به پای نسخه های قبلی نمیرسید اما به خاطر داستان جذاب و شخصیت پردازی خوب هنوز قابل تحمل بود. چیزی که در نسخه بعدی بازی(ghost) به هیچ وجه وجود نداشت.در این نسخه به معنای واقعی کلمه داستان فقط بهانه ای برای انجام دادن مراحل بود و هیچ گونه رغبتی در دنبال کردن خط داستانی از سوی بازیباز  وجود نداشت.

پس از افت محسوس سری از لحاظ داستانی کم کم صدای طرفدارن متعصب بازی بلند شد و خواستار تغییر شدند. Activision ابتدا واکنش خاصی نشان نداد و از این برهه به عنوان پوست اندازی ندای وظیفه یاد کرد. اما پس از اینکه advanecd warfare با افت شدید در پیش فروش(که در ادامه با کاهش سی درصدی فروش در ماه اول نسبت به ghost همراه شد)مواجه شد(که کارشناسان ناامید شدن طرفدارن این سری از ghost را مهم ترین عامل کاهش فروش می دانستند) Activision دست بکار شد و با کارهای مختلف سعی در رونق دادن بخش داستانی داشت. از استفاده از صدا و تصویر بازیگرانی چون کوین اسپیسی گرفته تا استفاده از مناقشات سیاسی واقعی(کره شمالی و امریکا) در روایت داستان. اما این راه حل ها به مانند ارامبخش هایی بودند که بیماری را از بین نمیبرند بلکه درد را تسکین می دهند.

نکته قابل توجه دیگر در این بحث عدم خلاقیت در سناریو های داستانی بود.در تمامی نسخه های اخیر امریکا به عنوان منجی و نجات دهنده،جهان را از خطر های مختلف نجات میدهد. و دشمنان هم اکثرا کره شمالی یا روس بودند(باید کار سازندگان بلک اپس ۲ که کلا جریان بازی را به امریکای لاتین بردند تحسین کرد)

همینطور انتاگونیست و پروتاگونیست(یا به زبان ساده تر شخصیت های مثبت و منفی) هم از طراحی یکسان برخورد بودند و از عدم خلاقیت رنج میبردند.

انتاگونیست ها و پروتاگونیست هایی که اغلب به خاطر انگیزه ای فردی دست به کارهای بزرگ میزدند!!نه به خاطر یک ارمان…در پایان باید اشاره کرد نقاط روشنی هم در حیطه داستانی دیده میشود مانند شخصیت turnerدر نسخه WWII که به عنوان یک شخصیت مکمل بسیار خوب شکل گرفته بود.اما به صورت کلی مدتهاست هوادارن این سری برای دیدن شخصیتی در حد و اندازه های جان پرایس یا سوپ مک تاویش انتظار میکشند و منتظر یک داستان جذاب هستند که انهارا با خود درگیر کند.کاری که چند سالی است سازندگان ندای وظیفه از عهده آن به خوبی بر نیامده‌اند.

john price اسطوره ای محبوب, games informer اورا هفتمین شخصیت برتر دهه نامید, gamespot از او به عنوان یکی از ۶۴ شخصیت برتر همراه در تاریخ نام برد و gamesradar اورا ۴۱ امین پروتاگونیست برتر در لیست تاثیرگذار ترین و به یاد ماندنی ترین شخصیت های تاریخ قرار داد

۲- ضعف در گیم پلی و طراحی مراحل و مشکلات متعدد هوش مصنوعی

طبیعتا وقتی در یک بازه ی چند ساله به طور سالیانه یک بازی را انجام میدهید،انتظار دارید در تمامی موارد اعم از گرافیک،تخریب پذیری و به خصوص گیم پلی شاهد پیشرفت و تکامل باشید.از نسخه پنجم ندای وظیفه(world at war)تا نسخه هشتم(modern warfare 3) این پیشرفت و تکامل به خصوص در زمینه گیم پلی محسوس بود. هر نسخه ی جدید سری، سلاح های بیشتر،مراحل متنوع تر و جذاب تر و گرافیک بهتری ارائه میدادند…اما با پایان سری مدرن وارفار به نوعی این پیشرفت و تکامل نیز گویی به پایان رسید.عناوین بلک اپس ۲،گوست و تا حدودی ادونس وارفار پیشرفت قابل توجهی از لحاظ هوش مصنوعی،تخریب پذیری و طراحی مراحل نداشتند(هر چند منصفانه قضاوت کنیم ادونس وارفار به مراتب بهتر از دو بازی قبل تر خود عمل کرد)

یکی از نقاط قوت سری ندای وظیفه که شاید مدتها این سری را بالاتر از رقبایی چون میدان نبرد قرار میداد،طراحی مراحل فوق العاده خوب از سوی سازندگان بود. چیزی که رفته رفته کمتر شاهد آن بودیم و در نسخه های اخیر که مدت زمان بخش کمپین به شدت کاهش داشته این امر بیش تر به چشم می اید.کافیست تنوع مراحل مدرن وارفار ۲ را با بلک اپس ۳ یا گوست مقایسه کنید تا خود بهتر متوجه شوید چقدر در این زمینه شاهد افت بوده ایم. هر چند این امر یک دلیل مهم دیگر نیز دارد و ان تغییر سیاست activision در تمرکز کردن بر روی بخش انلاین و محتواهای چند نفره بوده است.به طوری که جدید ترین نسخه ندای وظیفه که پاییز امسال منتشر میشود(black ops4) فاقد بخش کمپین(تک نفره) بوده و سازندگان روی بخش انلاین و همچنین بخش هایی همچون بتل رویال متمرکز شده اند.البته اهمیت بیشتر به بخش چند نفره دلیل نمیشود بخش یکنفره کاملا کنار گذاشته شود. مثال مناسب در این مورد عنوان titanfall 2 است. عنوانی با بخش تک نفره نسبتا طولانی(به مراتب طولانی تر از رقبایی همچون ندای وظیفه یا میدان نبرد)و همچنین بخش انلاین و چندنفره جذاب که به نوعی مجموعه کاملی از یک عنوان شوتر اول شخص به حساب می‌آید.

مورد آزار دهنده ی دیگر در بحث گیم پلی که پیش تر اشاره ای کلی به آن شد هوش مصنوعی دشمنان بازی است. هوش مصنوعی دشمنان(به خصوص در سری بلک اپس) به شدت ضعیف و غیرواقعی بوده و شما فکر میکنید با دشمنانی  که به جای مغز کلم دارند روبه رو هستید.کاورگیری های پراشتباه و بعضا احمقانه و خنده دار،عدم توانایی در هدف گیری بازیباز حتی از فاصله ی نزدیک و موارد مشابه بخش هوش مصنوعی ندای وظیفه را به پاشنه آشیل برای این سری تبدیل کرده است. هر چند این تنها پاشنه آشیل بازی به حساب نمی آید!!

گان پلی بازی و تنوع سلاح و ابزار بازی در سطح قابل قبولی قرار دارد به شرطی که این بازی را با عناوین مشابه همچون titanfall مقایسه نکنید. چون نرمی و روانی گیم پلی  titanfall یک سر و گردن از سری call of duty  بالاتر است.

سازندگان برای جذاب تر کردن گیم پلی سعی به ساخت بازی در آینده کردند تا حال و هوای گیم پلی را عوض کنند که این کار هم تقریبا بی نتیجه بود.در این مورد جلوتر بیشتر بحث خواهیم کرد.

به عنوان جمع بندی این قسمت باید اشاره کنم امروزه که عناوین مختلفی در یک سبک مشابه تولید میشوند و مانند گذشته انحصار در اختیار چند بازی خاص نیست رقابت بسیار فشرده تر شده و ندای وظیفه با وجود رقبای قدرتمند با این اوضاع و احوال گیم پلی کار سختی برای رقابت خواهد داشت، هر چند به علت سابقه فروش بازی بالا باشد.

یک پرتاب سه امتیازی!!!

۳- عرضه سالیانه؟؟

دلیل اینکه علامت سوال گذاشته ام این است که این موضوع تبدیل به جنجالی ترین و پرحاشیه ترین مبحث در مورد سری ندای وظیفه شده است.منتقدان و طرفداران در کنار یکدیگر به دو گروه تقسیم شده اند. گروه اول از عرضه سالیانه بازی دفاع می کنند و این امر رو مناسب و بدون مشکل میدانند، گروه دوم اما با عرضه سالیانه ندای وظیفه مخالف اند و معتقدند ندای وظیفه از ریشه هایش دور میشود و حایگزین مناسبی هم ندارد..بیایید بررسی کنیم. عرضه سالیانه خوب یا بد؟

به طور کلی عرضه سالیانه چیزی نیست که مثبت یا منفی باشد، بلکه نتیجه ای که از این کار حاصل میشود نشان میدهد ایا عرضه سالیانه درست بوده است یا خیر.

در مورد ندای وظیفه، عرضه سالیانه برای آن دسته از طرفدارن که اصلا به مشکلات توجه ندارند و دیوانه وار عاشق این سری هستند مناسب است.این دسته کسانی هستند که پس از صد ها ساعت انجام یک نسخه از بازی،برای نسخه بعدی روزشماری می کنند. اما برای آن دسته طرفدارن که منطقی تر فکر میکنند و نگران اینده این مجموعه هستند، عرضه سالیانه بازی امری خطرناک و تا حدی غیرضروری به نظر می رسد(فارغ از سود اوری فوق العاده برای ناشر بازی)

عرضه سالیانه ندای وظیفه میتوانست بدون مشکل و حتی مثبت باشد درصورتی که activison کیفیت را فدای سود مالی نمی کرد(سیاستی که در ابتدای مقاله از ان صحبت کردیم)

ناشر بازی هر ساله نسخه ای جداگانه و غیر مرتبط را عرضه میکند،در حالی که واقع گرایانه نگاه کنیم نسخه های جدید چیزهای تازه زیادی برای عرضه ندارند. فقط زمان وقوع اتفاقات بازی و نقشه های بخش چند نفره دچار تغییر میشوند و گرنه اکثرا حتی گرافیک فنی و بصری بازی نیز بهبود انچنانی نمی یابد. سیاست activision به این صورت است که زمستان هر سال یک نسخه را منتشر میکند،همراه محتواها و بسته های الحاقی مختلف(که اکثر پولی هستند)و از بازیبازان میخواهد تا انتشار نسخه بعدی مشغول انجام این بازی باشند و هنگام عرضه نسخه جدیدتر دوباره روز از نو روزی از نو…چرخه ای که سالهاست تداوم داشته و میلیون ها دلار سود خالص راهی جیب ناشر و سازندگان بازی کرده است…اما به دلیل همین سیاست و مواردی که پیش تر به انها اشاره شد سری ندای وظیفه با شیبی به سمت پایین در حال حرکت است…درست است که هر نسخه بازی حداقل ۱۰-۱۵ میلیون نسخه در ابعاد جهانی فروش داشته است، ولی میزان فروش تقریبا به طور ثابت در هر نسخه کمتر شده است و این مسأله یعنی از دست دادن میلیون ها دلار پول که به همین علت است که یکی دوسالی است که activision به تکاپو افتاده است برای برگرداندن آن دسته هواداران قدیمی که این سری را کنار گذاشته و به عناوین مشابه روی اورده اند.

البته همانطور که میدانید عرضه سالیانه فقط درمورد سری  call of duty جنجال ساز و بحث برانگیز نبوده است و عناوینی مانند assassins creed هم به موضوعی داغ برای بحث بین طرفداران و منتقدان هر دو دسته(مخالف و موافق عرضه سالیانه) تبدیل شده است. در پایان باید گفت روندی که شرکت activision در پیش گرفته است هر چند سود سرشاری نصیب سهامداران و سرمایه گذاران می کند, اما موجب شده است سری call of duty در سراشیب سقوط قرار گیرد…به طوری که فرانچایزی که هر نسخه آن به ندرت متای زیر ۹۰ کسب میکرد, مدتهاست رنگ متای حتی نزدیک به نود را به خود ندیده است و عنوانی که در نسل هفتم حتی کاندید برترین بازی سال شده بود, چندسالی است عنوان بهترین شوتر را نیز به رقبا واگذار کرده است.

مندز یکی از معدود شخصیت های فوق العاده بعد از پایان سه گانه modern warfare

“”بهترین دوستت،الکس ماسون مرده. به وسیله تو. میدونی چرا؟؟چون تو هم باید مثل من که زجر کشیدم زجر بکشی،تو هم مثل من باید عزیزانتو از دست بدی…حالا یک نفر دیگه باید بمیره..تو (وودز) یا دیوید. الان تصمیم بگیرید یا ده ثانیه دیگه هردوتون رو میکشم!!!””

منندز خطاب به هادسون

۴- نبود خلاقیت و عدم استفاده سازندگان  از فرصت های طلایی

در مورد خلاقیت مطالبی را در بحث داستان و گیم پلی اشاره کردیم. یکنواختی و کلیشه ای بودن گیم پلی و داستان ندای وظیفه دیگر بر همگان اشکار شده است..اما در اینجا منظور از خلاقیت، خلاقیت کلی در ایجاد دنیای بازی و کوچکترین جزییات مربوط به ان است. پیش تر اشاره کردیم که سازندگان با به آینده بردن بازی سعی در جان بخشیدن به گیم پلی خسته و نسبتا تکراری بازی داشتند. به خودی خود این مسأله یک فرصت طلایی و فوق العاده برای سازندگان به شمار میرفت تا بتوانند مسیر بازی را عوض کنند. جریان داشتن بازی در آینده یعنی سازندگان از لحاظ داستان و اتفاقات سیاسی و از همه مهمتر استفاده از سلاح و تجهیزات جنگی محدود به واقعیت و زمان حال نبودند و می توانستند براساس خلاقیت تیم طراحی از دنیای بزرگی از ایده های پیش رو استفاده کنند تا بتوانند سلاح های جدید،جالب و متفاوت،لوکیشن های بی نظیر و چشم نواز،داستانی متفاوت و به دور از کلیشه و شخصیت هایی متفاوت خلق کنند.

اما متاسفانه سازندگان اصلا نتوانستند از پتانسیل بالقوه اینده استفاده کنند. سازندگان بازی تنها نواوری و خلاقیت را به استفاده از ربات ها میدیدند!!! آن هم نه رباتهای متفاوت و جذاب و چالش برانگیز،بلکه ربات ها و ابزاراتی قابل پیش بینی و تکراری که مشابه بسیاری از انها را در فیلم های سینمایی دیده بودیم(جا دارد یادی از ترمیناتور بکنیم!!!)نبود نواوری و خلاقیت علاوه بر سلاح ها در طراحی مراحل و لوکیشن ها،شخصیت ها،منوی کاربری و… نیز به چشم میخورد…هر چند موارد اندک مثبتی نیز وجود داشته است…اما باید اذعان کرد که سازندگان نتوانستند پتانسیل بالقوه را به بالفعل تبدیل کنند و حداکثر استفاده را از فرصت های پیش امده ببرند.

اگر activision میخواهد دوباره ندای وظیفه را به اوج برگرداند،باید میزان عنصر خلاقیت و نواوری را بسیار بیشتر کند و درهر نسخه چیزهای جدید و تازه ای را به مخاطب ارائه دهد…وگرنه دیر یا زود شاهد خواهیم بود بازی هایی که عرضه می شوند فقط اسم call of duty را یدک می کشند و دیگر نه از داستانی حماسی و جذاب خبری خواهد بود و نه از گیم پلی روان و لذت بخش…البته امیدواریم این اتفاق هرگز رخ ندهد.

۵- ظهور رقبای قدرتمند و افزایش کیفیت عناوین قدیمی

هر جایی که بحث تجارت و فروش یک کالا یا خدمات مطرح است, خواه ناخواه رقابت تجاری پیش خواهد امد و این امر اجتناب ناپذیر است. صنعت بازی های ویدیویی هم از این قاعده مستنثنی نیست و کم نیستند بازیبازانی که از عناوین مختلف در یک سبک, بعد از مقایسه بهترین یا بهترین هارا خریداری می کنند و از خرید عناوین ضعیف تر هم سبک خودداری میکنند…سبک fps یکی از محبوب ترین ژانرها در صنعت بازی های ویدیویی به شمار می رود. این موضوع(به خصوص در نسل هشتم)باعث شده است شرکت ها و استودیوها بیش از پیش به فکر ساختن عناوین اول شخص باشند تا بتوانند سهم بیشتری از بازار فروش را دراختیار بگیرند…در گذشته بیشتر رقابت در این سبک بین سری call of duty و battlefield بود. اما چندسالی است عناوین جدیدی متولد شده اند که به شدت بازار fps را داغ کرده اند. از عناوین انلاین محور مانند destiny گرفته تا عنوانی چون titanfall یا حتی fps اخرالزمانی metro(هرچند انچنان عنوان جدیدی محسوب نمی شود اما با افزایش کیفیت هر نسخه نسبت به نسخه قبل این بازی در رده رقبای جدی قرار می گیرد)

در این شرایط اگر سازندگان با وعده های دروغین یا توخالی سعی در جذب مخاطبان داشته باشند به سرعت به مشکل می خورند, چون وجود عناوین مشابه باکیفیت حق انتخاب زیادی به خریدار می دهد و اورا مجبور به خرید یک عنوان بی کیفیت نخواهد کرد.

به خاطر همین موضوع(خلق ip های جدید و پرزرق و برق و افزایش کلی بازیهای رقیب) فروش سری call of duty کمی دچار دستخوش و تغییر شده است.این موضوع درکنار افت کلی و همه جانبه نسخه های چندسال اخیر call of duty باعث شده است گروهی از طرفدارن و بازیبازان به خرید شوترهای رقیب روی بیاورند…موضوعی که روز به روز تاثیر خود را بیشتر نشان میدهد و اگر سازندگان راهکاری نیندیشند,در چندسال اینده به دلیل عرضه شوتر های باکیفیت و خوش ساخت فروش این سری با کاهش قابل توجه روبه رو خواهد شد( در اینجا بد نیست اشاره کنم منظور از کاهش فروش بدین معنی نیست و نخواهد بود که activision از انتشار این بازی ضرر کند. بلکه بدین معناست که سود ناشی از فروش بازی ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرد وگرنه اخرین نسخه call of duty یعنی world war 2 فروش یک میلیارد دلار را نیز رد کرده است و همچنان در بازار هفتگی فروش انگلستان و امریکا جزء ده بازی اول قرار دارد و همچنین میزان پیش فروش black ops IIIIبه مراتب از رقیب دیرینه خود یعنی battlefield V بیشتر بوده است.) 

call of duty ww2 به خاطر گان پلی لذت بخش و شخصیت پردازی نسبتا مطلوب موجب امیدواری نسبی هواداران دو منتقدان برای بهبود هرچه بیشتر این سری شده است

جهانی که توش زندگی میکنیم مثل یه انبار باروته…فقط به یه کبریت نیاز داره!!!

جان پرایس

کلام اخر:

موارد و علل دیگری نیز بودند که به علت بیش از حد طولانی شدن مقاله از اشاره به انها صرف نظر کردیم…با توجه به مواردی که اشاره شد سری ندای وظیفه کار سختی در برگشتن به جمع بزرگان دارد،جایی که یک زمانی بر انجا حکومت میکرد. همانطور که می گویند سخت تر از به قله رسیدن در قله ماندن است. و سخت از موفق شدن حفظ موفقیت…ندای وظیفه چندسالی است که جایگاه بزرگ خود را از دست داده است.البته این بدان معنی نیست که مردم دیگر میل و رغبتی به انجام ان ندارند، نه، هنوز هم هر نسخه از بازی بیش از ده میلیون فروش داشته و بخش انلاین بازی هنوز داغ و پر از بازیباز است. اما با توجه به رشد battlefield و ظهور عناوین جدیدی همچون titanfall، رقابت سختی در این بخش به خصوص درسالهای آینده وجود خواهد داشت.

البته باید گفت اگر در این مقاله فقط به مشکلات و نقاط ضعف و به نوعی تاریک اشاره شد،به این دلیل است که طبیعت مقاله این چنین ایجاب می کرده است و گرنه نقاط مثبت زیادی نیز درباره ی این سری وجود دارد. نکته ی دیگر که حتما باید به ان اشاره کنم این است که از سری call of duty همیشه انتظار می رود در بالاترین درجات کیفیت قرار داشته باشد بنابراین یک عنوان متوسط نیز انتظارات طرفدارن و منتقدان را براورده نخواهد ساخت.

چیزی که مشخص است این است که این سری به یک خانه تکانی اساسی نیاز دارد،یک تغییر اساسی که بتواند نظر آن دسته افرادی که از بازی ناامید شده اند را برگرداند…این که هیچوقت این تغییر رخ میدهد و ندای وظیفه دوباره بر تخت فرمانروایی شوتر تکیه خواهد زد مشخص نیست..فقط باید منتظر ماند و دید سرنوشت این سری در سالهای آینده به چه شکل رقم خواهد خورد.

در پایان نظر شما یی های عزیز چیست؟به نظر شما چه علل دیگری موجب افت این سری شده است؟؟نظرات خود را باما به اشتراک بگذارید…


منابع:gamefa

برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , ,

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.


برچسب ها